امروز ی بنده خدایی داشت تعریف میکرد که جانبازی بهش گفته ب
امروز ی بنده خدایی داشت تعریف میکرد که جانبازی بهش گفته بود:
از ناحیه پا بی حس بودم..سوار موتور دنده ای شدم....که دمپایی از پام دراومد و بخاطر بی حسی پام اصلا متوجه نشدم...پام رفت رو اگزوز موتور...
رفتم منزل ،نشسته بودم که حاج خانم ازم پرسید:این لکه های خون که روی فرشه از کجاست؟!؟
من گفتم نمیدونم...
خودش رفت دنبال علتش که دیدم رسید به پای من و گفت:آخ، حاج آقا پاشنه پات پخته شده و تمام گوشتش ریخته...
خدای من...شهدا شرمنده ایم
#ایران
#بسیج
#بسیجی
#شیعه
از ناحیه پا بی حس بودم..سوار موتور دنده ای شدم....که دمپایی از پام دراومد و بخاطر بی حسی پام اصلا متوجه نشدم...پام رفت رو اگزوز موتور...
رفتم منزل ،نشسته بودم که حاج خانم ازم پرسید:این لکه های خون که روی فرشه از کجاست؟!؟
من گفتم نمیدونم...
خودش رفت دنبال علتش که دیدم رسید به پای من و گفت:آخ، حاج آقا پاشنه پات پخته شده و تمام گوشتش ریخته...
خدای من...شهدا شرمنده ایم
#ایران
#بسیج
#بسیجی
#شیعه
- ۱.۰k
- ۱۶ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط