در قاب خیس پنجره باران را به نظاره نشستم. نسیم دستهای خیس
در قاب خیس پنجره باران را به نظاره نشستم. نسیم دستهای خیس نوازشگرش را به صورتم می کشد. یک گوشم پر است از صدای موجهای دریا که خودشان را سخت به تن بی روح صخره ها می کوبند و یک گوشم پر است از صدای فریادابرها و آرام چای می نوشم.
- ۴۱۰
- ۰۶ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط