{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را تنها برای خود، چه خود خواهانه می خواهم

تو را تنها برای خود، چه خود خواهانه می خواهم
تو را با هرچه غیر از چشمِ خود، بیگانه می خواهم

کبوتر می شوم جَلدِ حریم پاک چشمانت
و از دست نگاهِ مهربانت، دانه می خواهم

دلم می ترسد از غربت، بیا و آشنایم شو
من و تو، حوضی و ایوان... هوای خانه می خواهم

تصور کن که ما هردو، همان عشاق مشهوریم
بگو لیلی... بگویم جان؟... کمی افسانه می خواهم...

بیا آن وقت پیش من، کمی نزدیک تر بنشین...
من از دار و ندار تو، فقط یک شانه می خواهم

ولش کن عقل و منطق را، جنون هم عالمی دارد
تو را هم مثلِ حالای خودم، دیوانه می خواهم...
دیدگاه ها (۲)

می پوشانم دلتنگی ام رابا بستری از خاطراتاما باز کسی در دلم ،...

میـــــــ ـان دِلتَنگــــ♥ــی هایَــــــم باشــ♥ ـــــــ تا ...

ساعت شنی به من یاد دادباید خالی شوی تا پُر کنی...تا پُر کنی ...

حسرت همیشگی حرف‌های ما هنوز ناتمام... تا نگاه می‌کنی: وقت رف...

عارف بالله میرزا اسماعیل دولابی(رضوان الله علیه ) : خداوند م...

عارف بالله میرزا اسماعیل دولابی(رضوان الله علیه ) : خداوند م...

عارف بالله میرزا اسماعیل دولابی(رضوان الله علیه ) : خداوند م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط