{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا قلم زد و شب را ادامه دار کشید

خدا قلم زد و شب را ادامه دار کشید
مرا مسافرِ شب های انتظار کشید

تو را شکفته و مغرور و سنگدل، اما
مرا شکسته و بی تاب و بی قرار کشید

#شهریار

"حیف یادت نمیمونه ..."
دیدگاه ها (۱)

فرق مااین است، تودل کنده‌ای از من ولیمن فقط دارم به دل کندن ...

شهره ی شهر شدم از برکاتِ غمِ تو....#انوری

آنکه یک عمر به شوقِ تو در این کوچه نشستحال وقتی به لبِ پنجره...

بعد از تو ، بگواین من بیچاره چگونهدر یک چمدان جا بدهم "خاطره...

خدایا، میانِ این همه هیاهو، من همان قایقِ کوچک و درهم‌شکسته‌...

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیاشراب نور به رگ های شب دوید، بی...

@زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط