هته برگشتو با چهره پوکر فیس کوک روبر شد

هته برگشتو با چهره پوکر فیس کوک روبر شد

ته:اوفف بازم تو.. تا اینجا هم راحتمون نمیزاری نَ😩

_میخام برگردم کره.. تازه انگار الان دارم چیکارت میکنم که غر میزنی.. دارم با پسرم بازی میکنم..

ته:... عوضی

وایی ایناهم تا همو میبینن میفتن به جون هم اوفف گشنمه

+ببخشید

خانم:بله.. چیزی لازم داریم

+عا من یکم ضعف کردم میشه یه چیز کیک بیارین برام و یه کافی

خانم:بله حتما یکم صبر کنید

+باشه

خانومه رفت برگشتم که با قیافه پوکر فیس کوک و ته روبرو شدم

+چیه

ته:ما الان داریم بحث میکنیم

_بعد تو سفارش کیک میدی

+خوبه یکم پیش دعوا میکردین الان با هم همدستی کردین به من گیر بدین خب چیه گشنمهههه میگه چیهه هااا

ته:خیلی گا..

+جرعت داری حرفتو تموم کن

ته:...

رومو طرف هینسو که تو بغل کوک بود دادم

+پسره عزیزم خابت میاد انگار بابایت نمیزاره بخابی

_عه پسرم واقعا خابت میاد اگه خابشه بگیرش بخابونش

+همم

هینسو رو از کوک گرفتمو خابوندمش و درازش کردم رو صندلی بچه (صندلی بچه تختم میشد)

خانم :بفرمایید چیز کیک و کافی.. چیزه دیگه ای لازم ندارید

+عا ممنونم.. نه

_من میخام

خانم :بفرمایید

_یه قهوه سرد

خانم :چشم
.
.
. شرایط تدارع
دیدگاه ها (۱۱)

Part5پرش زمانی به شب...........................................

(و اما پارت هفتم) جیمین: ولی برای هر سه تامونم مثل بچه میمون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط