{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم انتشارات دانشگاه.

رفتم انتشارات دانشگاه.
کمی عجله داشتم، فقط چند برگ کاغذ آچار لازم داشتم.
گفتم: دوست من چندتا آچار لطف میکنید؟
گفت: کاغد آچار باید بری از بیرون دانشگاه بخری. این کاغدا یارانه دانشگاست. واسه همینه هر برگ کپی 20 تومن میشه.
گفتم: خوب منم پولشو میدم که...
گفت: نه، بحث پولش نیست. اینجا فقط کپی میگیریم. کاغذ نمیفروشیم.

فکر کرده بود به همین راحتی کوتاه میام منم کم نیاوردم، توی کیفمو گشتم یه برگ آچار سفید پیدا کردم دادم بش گفتم: بی زحمت بیست برگ از رو این برام کپی بگیرین!!!!!
یعنی طرف داغ کرده بود در حد تیم ملی
دیدگاه ها (۴)

هیچوقت همسرتون رو به خاطر عیب هایی که داره سرزنش نکنید چون ...

پدر روانشناسی جهان (فروید) گفته: بزرگترین سوالی که هرگز پاسخ...

انســان بــودن یعنــی این کــه… وقتـــی بــا کســی مشتــاقـ...

انتهای همه ی جاده ها را که بپیمایی به جاده ای میرسی به نام د...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART²⁵(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط