من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم

من که از کوی تو بیرون نرود، پای خیالم
نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی
چه خود به اوجم برسانی چه به خاکم بنشانی
نه من آنم که برنجم، نه تو انی که برانی .....
دیدگاه ها (۱)

شبی در کنج میخانه گرفتم تیغ در دستم..بگفتم:خالقا، یارب تو فک...

من به فرمان دلـــم دلبـــر نـوازی میڪنمدلبرم شاید نداند عشق ...

کی به انداختن سنگ پیاپی در آب... ماه را میشود از حافظه ی آب ...

چه برانی، چه بخوانی...چه به اوجم برسانیچه به خاکم بکشانی...ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط