{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاه جلوی آینه می ایستم...

گاه جلوی آینه می ایستم...

خودم را در آن میبنیم...

دست روی شانه هایش میگذارم

و میگویم: چه تحملی دارد

"دلت"....
دیدگاه ها (۳۳)

میشنوی؟ دیگر صدای نفسم نمی اید.. به دار کشیده مرا بغض نبودنت...

ای که چون من هزارها داری...من هوای تو را به سر دارم...تو هوا...

♥♥ به حرمت رفاقت هیسسسسسسسس عشقم تو بغل عشقش خوابش برده ♥♥

من پذیرفتم شکست خویش راپندهای عقل دوراندیش رامن پذیرفتم که ع...

گاهی جلوی آیینه می ایستم …خودم را در آن می بینم…دست روی شانه...

ناسپاس از عشق پاکت نیستم,من که عمری با خیالت زیستم,دوستت دار...

تو نیستیو من نمی دانم با دوستت دارمهاییکه هنوز روی لبهایم جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط