من یه زندگی معنادار داشتم اما خراب شد فکر میکردم میتونم جاش یه بهترش ...
🌱
-من یه زندگی معنادار داشتم اما خراب شد. فکر میکردم میتونم جاش یه بهترش رو بسازم اما نشد. الانم فکر میکنم دیگه وقتشه که یه زندگی جدید به خودم هدیه بدم. من فقط خودم رو میکُشَم.
نوری که از پشت پرده مخمل به درون میزد ناپدید شده بود و اتاق درحال تاریک شدن بود. سنگینی انگشتم را که روی ماشه بود حس کردم اما دیگر برایم مهم نبود، چرا که چشمان معشوقه ام به من، تنها به من نگاه میکرد...
-من یه زندگی معنادار داشتم اما خراب شد. فکر میکردم میتونم جاش یه بهترش رو بسازم اما نشد. الانم فکر میکنم دیگه وقتشه که یه زندگی جدید به خودم هدیه بدم. من فقط خودم رو میکُشَم.
نوری که از پشت پرده مخمل به درون میزد ناپدید شده بود و اتاق درحال تاریک شدن بود. سنگینی انگشتم را که روی ماشه بود حس کردم اما دیگر برایم مهم نبود، چرا که چشمان معشوقه ام به من، تنها به من نگاه میکرد...
- ۹۵۰
- ۲۵ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط