شب خرداد

شب خرداد...
به آرامی‌ یک مرثیه
از روی‌ سر ثانیه‌ها می‌گذرد
و نسیمی‌ خنک...
از حاشیه‌ی‌ سبز پتو خواب مرا می‌روبد
بوی‌ هجرت می‌آید...
بالش من پر آواز پر چلچله‌هاست...


#sani#
دیدگاه ها (۱)

خدا شاهد استقرار نبود شاعر شوم ..ولی دیدم اینجاهمه چیز راحت ...

p22شب شده بود. ساحل خلوتِ خلوت. آتیش جلوشون جرقه‌جرقه می‌کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط