پای می کوبید و می رقصید

پای می کوبید و می رقصید...

لیکن من....به چشم خویش می بینم که می لرزید

می بینم که می لرزید و می ترسید

از فریاد ظلمت کوب وبیدادافکن مردم

که در عمق سکوت این شب پراضطراب و ساکت و فانی

خبرها دارد از فردای شورانگیز انسانی
دیدگاه ها (۰)

ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ !ﮐﺎﺵ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯿﺪﺍﺩﯼ ﺍﺯ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﻣﻘﺪﺳﺖ ﺑﺨﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺠ...

ﺍﺯ ﻗﻮﻝ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﮕﻮیدﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻈﻤﺖ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﺳﺮﯼ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ...

در جریانی‌ که‌ زندگیمی...

چپتر ۸ _ سایه های تارهوا سردتر از همیشه بود. باربارا با گلدا...

چپتر ۱۲ _ سایه انتقامکوهستان ساکت است. نه باد می وزد، نه جیر...

تورج رهنما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط