{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عایشه میگوید روزی با رسول خدا در خانه نشسته بودیم دیدم صد

عایشه میگوید روزی با رسول خدا در خانه نشسته بودیم دیدم صدای دق الباب آمد !

رسول خدا به من اشاره کردند که در خانه را باز کنم رفتم دیدم پدرم بر ما وارد شد پیامبر اشاره کردند بنشین


دو مرتبه صدای دق الباب آمد !در را باز کردم یکی دیگر از صحابی وارد شد پیامبر اشاره کردند بنشین


مرتبه سوم که صدای دق الباب آمد پیغمبر فرمود خودم در را بازمیکنم
در را باز کردند حضرت علی وارد شدند پیغمبر سر و روی علی را بوسیدند و جای خود را به او دادند


از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدم چرا ایندفعه به من اجازه ندادید در را باز کنم

پیغمبر فرمود اولین باری که در زده شد جبرئیل نازل شد و فرمود بنشین

دومین دفعه هم جبرئیل از جانب خدا دستور آورد بنشین

سومین دفعه برادرم جبرئیل نازل شد
و فرمود برخیز که صد و بیست و دو هزار ملک پشت در دعوا میکنند که چه کسی در را به روی علی باز کند یا رسول الله خودت برو و آن ها راآرام کن و در را باز کن .
صحیح بخاری ج ۲ صفحه۶۲۱
صحیح مسلم جلد ۳ صفحه ۴۵۲
ابن حجر عسقلانی ج ۱ ص ۱۹۸
(( هرسه منبع از معتبر ترین کتب اهل سنت)))
دیدگاه ها (۲)

خوزستان

امیرالمومنین حضرت على عليه السلام:مَن غاظَكَ بِقُبحِ السَّفَ...

المائده إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِي ا...

🌷یاعلیُّ ياعلىُّ ياعلىُّ 🌷💫 عكرمه گوید : ابن عباس گفت :رسول ...

اهالی سقیفه به پیروان غدیر پاسخ دهند

امروز مباهله است حدیث کسا فراموش نشه التماس دعای فرج

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط