{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا دستم را بگیر

بیا دستم را بگیر
خرده ریزه های جانم را
از میان این شعرها جمع کن
کلمات سرگردان شده اند
در همهمه ای که تو را میخواهم
از غیاب تو سپیده‌ دم
سراسر باران شده ام
باران هم به بوی تو آغشته است

من از تو سخنی میگویم
یخ های قطبی ِ آنطرف جهان
آب میشوند

در من طلوع نمیکنی؟
تا نور شوم برای ستایش پروردگار

بیا دستم را بگیر
بیا مرا ببر
چقدر تنها مانده ام
که از تو
می نویسم بی هوا!
#پریناز_ارشد
دیدگاه ها (۱)

#بـــوسہ‌_بر_عـــــڪست_زدم ترسم‌ڪہ‌قابش‌بشڪنمقاب عـــــڪس تو...

در من دیوانه ای جا مانده ...که دست از دوست داشتنت بر نمی دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط