{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکم از پارت

یکم از پارت 12


" دستم ناخودآگاه سمت صورتش رفت، انگار می‌خواستم مطمئن بشم که این لحظه واقعی‌یه. پوستش گرم بود، نفس‌هاش نزدیک و آروم، و تو اون سکوت لعنتی فقط صدای قلبامون بود که بلندتر از همیشه می‌کوبید.
چشماش رو بست، یه نفس عمیق کشید، و من دیگه هیچ دلیلی برای مکث نداشتم. خودم رو نزدیک‌تر کردم، لب‌هام روی لب‌هاش نشست...لبهاش.. شیرین بود.. انگار یه طعم خاص داشت، چیزی بین عطر به و کمی وانیل، یه مزه‌ی که فقط به خودش تعلق داشت...
نفس‌هاش تو صورتم پخش می‌شد، گرماش رو حس کردم و با گذاشتن دستم پشت گردنش بوسه رو ادامه دادم
بعد از دقایقی آروم جدا شدم ... اما همچنان بهش نزدیک بودم و زمزمه وار گفتم : دوست دارم خانم کیم من ! "






خبخبخبخببب بلوبریام یه لایک و کامنت کوچولو می‌تونه خیلی خوشحالم کنه
@park_violet
مرسی بابت این نوشته های پر از مرواریدت دخترررر:))))))
دیدگاه ها (۲۴)

آخرش میرم یه نینی کوچولو به سرپرستی میگیرم:)) تا آخر عمرم هم...

https://splus.ir/B_bluegirl لینک چنلم توی سروشه..با جوین شدن...

p12" اون دختر داشت دیوونم میکرد... کاملا دیوونه!سرم کمی خم ش...

p11" یواش یواش قدم برداشتم، نه با عجله، نه بی‌هدف. حساب‌شده ...

[☆part²⁸☆]ماسک اکسیژن رو بلند کردم و بوسه ارومی به لب هاش زد...

بازگشت بی نام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط