{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان از این قراره که اومدن بیمارستان خانمه سرفه و تنگی

داستان از این قراره که اومدن بیمارستان. خانمه سرفه و تنگی نفس داشت بعد از تریاژ بهش ماسک دادن که بزنه اما ماسک رو واسه همسرش گذاشت و گفت من مریضم نمیخوام اونم مریض شه. البته خدارو شکر که کروناش رد شد❤️
#عشق و دیگر هیچ
دیدگاه ها (۱)

هاپ هاپ 😂

😂😂

😂

بدبخت 😂😂

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۴۷سرمو پایین انداختم و اروم گ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۴۸جیمین خندید : میدونی این راننده ت...

از زبان ا/توقتی چشمام رو باز کردم همه چیز تار بود..می‌دونم چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط