عشق اغیشته به خون
عشق اغیشته به خون )
پارت ۲۴۸
جیمین خندید : میدونی این راننده تو خیلی احمق بود بهش گفتم که ماشین منو عوض کنه احمق متوجه نشده بود - تعیونگ گیج نگاهش کرد و تند گفت : صبر کن اونم میدونست ؟
جیمین بغض آلود خندید : نه بهم گفت ماشین رو ببرم پارکینگ منم بهش گفتم تا دو ساعت بعد ببرش تو پارکینگ میدونستم که تا دو ساعت بعد حتما ترمزش رو بریدن ولی انگار اون احمق تر همه چی بود ماشینو نه برده بود - تند تر خندید - به خیال خودم فکر کردم ماشین رو عوض کرده همون دقیقه بود که هانول زنگ زد یا میآیی یا چه میدونم تهدید میکرد .. میخواستم برم پیشش
تهیونگ: و خوب خودتو انداختی روی تخت بیمارستان نه
جیمین خندید : آره .. فکر کنم
تهیونگ: دلیل خداحافظی چی بود
جیمین غمگین نگاهش کرد : چون بخاطر کار قرار بود برم آمریکا به خداحافظی کوچیک بود همین .. تهیونگ با اخم نگاهش کرد و جدی گفت : دیشب اگه تو سریع تر نمیرفتی شاید اتفاق پدرامون برای هر دو ما میافتاد .. چون دوئیدم که باهات بیام ولی تو رفته بودی
جیمین نفس عمیقی کشید و آروم دراز کشید پر درد و آروم تهیونگ غمگین نگاهش کرد در نهایت با آرامش گفت : واقعا ازت معذرت میخواهم .. واقعا ازت معذرت میخواهم نمیدونم .. چی بگم ..
سوالی در سر تهیونگ گشت تند تر گفت : راجبه خونریزی داخلی چی میگی .. تو قبل از اومدن به عمارت یعنی دیشب .. گنگ خوردی ؟
جیمین ساعاد دستش را روی پیشانی خود گذاشت و آروم گفت : وای رفیق نمیدونی چقدر درد داشت کله دیشب رو قبل از تصادف درد کشیدم
تهیونگ بلافاصله پرسید : کار خودش بود ..
جیمین : اوهم.. تقی به در زده شد تهیونگ تند دستی به صورتش کشید و روی مبل نشست جیمین بیحال سمت در نگاه کرد جان دوید سمت جیمین و گونه جیمین رو بوسید .. پشت سرش میونشی سمت صندلی کنار تخت رفت از راه دور جیمین دستش را بلند کرد .. میونشی نزدیک تخت شد سپس دست جیمین را گرفت.و روی صندلی نشست هر دو چشم به هم دیگری دوختند
مین جی سمت تهیونگ رفت کنارش نشست با چشم هایش صورتش را آنالیز کرد و آروم گفت : چیزی شده خوبید؟
تهیونگ دستش را بلند کرد و روی نیم رخ مین جی گذاشت نیازی به تیم تشنگی درونش موج زد .. بس اختیار صورت مین جی را سمت خودش کشید و آروم لبش را بوسید نفسش را گرفت سپس لبای همسرش را محکم تر بوسید ..
.......
حتی نمیفهمید که چگونه سوار ماشین شد و بهانه های زیادی برای مین جی آورد تا حق ته سان را در کف دست او بگذارد تند گوشی را روی بلند گو گذاشت: آلو .. خشن بدون پر صداش معلوم میشد
راننده : بله مدیر کیم
پارت ۲۴۸
جیمین خندید : میدونی این راننده تو خیلی احمق بود بهش گفتم که ماشین منو عوض کنه احمق متوجه نشده بود - تعیونگ گیج نگاهش کرد و تند گفت : صبر کن اونم میدونست ؟
جیمین بغض آلود خندید : نه بهم گفت ماشین رو ببرم پارکینگ منم بهش گفتم تا دو ساعت بعد ببرش تو پارکینگ میدونستم که تا دو ساعت بعد حتما ترمزش رو بریدن ولی انگار اون احمق تر همه چی بود ماشینو نه برده بود - تند تر خندید - به خیال خودم فکر کردم ماشین رو عوض کرده همون دقیقه بود که هانول زنگ زد یا میآیی یا چه میدونم تهدید میکرد .. میخواستم برم پیشش
تهیونگ: و خوب خودتو انداختی روی تخت بیمارستان نه
جیمین خندید : آره .. فکر کنم
تهیونگ: دلیل خداحافظی چی بود
جیمین غمگین نگاهش کرد : چون بخاطر کار قرار بود برم آمریکا به خداحافظی کوچیک بود همین .. تهیونگ با اخم نگاهش کرد و جدی گفت : دیشب اگه تو سریع تر نمیرفتی شاید اتفاق پدرامون برای هر دو ما میافتاد .. چون دوئیدم که باهات بیام ولی تو رفته بودی
جیمین نفس عمیقی کشید و آروم دراز کشید پر درد و آروم تهیونگ غمگین نگاهش کرد در نهایت با آرامش گفت : واقعا ازت معذرت میخواهم .. واقعا ازت معذرت میخواهم نمیدونم .. چی بگم ..
سوالی در سر تهیونگ گشت تند تر گفت : راجبه خونریزی داخلی چی میگی .. تو قبل از اومدن به عمارت یعنی دیشب .. گنگ خوردی ؟
جیمین ساعاد دستش را روی پیشانی خود گذاشت و آروم گفت : وای رفیق نمیدونی چقدر درد داشت کله دیشب رو قبل از تصادف درد کشیدم
تهیونگ بلافاصله پرسید : کار خودش بود ..
جیمین : اوهم.. تقی به در زده شد تهیونگ تند دستی به صورتش کشید و روی مبل نشست جیمین بیحال سمت در نگاه کرد جان دوید سمت جیمین و گونه جیمین رو بوسید .. پشت سرش میونشی سمت صندلی کنار تخت رفت از راه دور جیمین دستش را بلند کرد .. میونشی نزدیک تخت شد سپس دست جیمین را گرفت.و روی صندلی نشست هر دو چشم به هم دیگری دوختند
مین جی سمت تهیونگ رفت کنارش نشست با چشم هایش صورتش را آنالیز کرد و آروم گفت : چیزی شده خوبید؟
تهیونگ دستش را بلند کرد و روی نیم رخ مین جی گذاشت نیازی به تیم تشنگی درونش موج زد .. بس اختیار صورت مین جی را سمت خودش کشید و آروم لبش را بوسید نفسش را گرفت سپس لبای همسرش را محکم تر بوسید ..
.......
حتی نمیفهمید که چگونه سوار ماشین شد و بهانه های زیادی برای مین جی آورد تا حق ته سان را در کف دست او بگذارد تند گوشی را روی بلند گو گذاشت: آلو .. خشن بدون پر صداش معلوم میشد
راننده : بله مدیر کیم
- ۱۲.۲k
- ۱۵ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط