{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل من بردی و

دل من بردی و
گفتی که خودت
دل دادی
برو جانا تو که
در دلبری ات استادی
صنم ای جان
که نداری دگر از
من یادی
تو مرا یاد کنی یا نکنی
در یادی
دیدگاه ها (۱)

مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن ت...

پدرمثلخودکارمی مونهشکل عوض نمیکنهولی یه دفعهمی بینی که نمینو...

آدم وقتی فقیر میشود،خوبیهایش همحقیر میشود!اما کسی که زر دارد...

من پس ازعشق تو برعشق جهان میخندمهرکه آرد سخن دل به زبان میخن...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

گفتم ڪـہ دلتنگم بیـا اے آنڪہ درمان منیگفتے ڪنارم هستے وهموار...

عاشقانه های شبنم

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

وقتی لب تو خنده زد

دعوای دازای و چویا سر این که کی پر ترفدار تر هست

رهاییرهایی یعنی دیگر برای نگه‌داشتن چیزی که رفتنی است، خودت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط