{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا به آغوشم رسیدی،

تا به آغوشم رسیدی،
صحنه مثل جنگ شد

حلقه ی بازوی من
دور تنت"هی"تنگ شد

لغزش لبهای تو بر صورتم خطی کشید

صورتم از سمت چپ
یک قرمز پررنگ شد
دیدگاه ها (۱)

بگشای درکه حوصـلهٔ انتظـار نیست.."

از بس ز لبت بوسه هفت رنگ گرفتماز شهد لبت ... من مرض قند گرفت...

و از بین تمام روسری هایت...بــــــاد را...بیشتر از همه دوست ...

می آیی ، بیـانمی آیی ، نیا...چیزی کـه فراوان است اینجا...تنه...

دو قطب مخالف💙🧡پارت شانزدهم✨️💫# قسمت ۱۶: «گرمای تو» 🔥❄️**صحنه...

اوبیکاکا

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ²²جیمین : قول می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط