𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽
𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽
p5
جونگکوک خیلی زود جای خودش رو به سوکهیون داد:« ببینم چی کار میکنی. »
سوک هیون نیشخندی زد. قد بسیار بلندش، چیزی بود که شانس گل شدن شوت را اندکی بیشتر از بعضی بازیکن ها میکرد. برای همین، نیازی به قوس دادن بیش از حد به بدنش نداشت.
کاملا ریلکس، روی کرنر ایستاد. دستش را سمت حلقه کشید، اما توپ مستقیم به تخته ی پشت حلقه برخورد کرد و صدایی گوش خراش در کل سالن ایجاد کرد.
تهجین خیلی سریع نزدیک شد:« بذارید نشونتون بدم یه بازیکن واقعی چطوری شوت میزنه! »
ته جین قدش از جونگکوک کمی بلندتر و از سوکهیون کمی کوتاه تر بود. جای پای خود را روی کرنر تنظیم کرد:« خوب تماشا کنید. »
بدنش را به سرعت سمت حلقه کشید و مچی شکاند. توپ به وسط حلقه برخورد و سپس روی لبه ی سمت راست حلقه نشست و پس از لغزشی که لرزه بد اندام هر سه میانداخت از حلقه سر خورد و پایین افتاد.
جونگکوک جلو رفت و دستش را سمت تهجین دراز کرد:« کارت خوب بود داداش، ایول داری. » سوکهیون متقابلاً کف دستش را به کف دست جونگکوک کوبید:« میدونم. »
صدای فریاد مربیلی از ته سالن لرزه ای به تن تهیونگ انداخت:« هوووییی، هوس ۲۰۰ تا دراز نشست کردید مگهه؟ بیاید اینجا ببینممم! میدونید که تر و خشک با هم میسوزن، همتون با هم بخوابید زمین!»
جونگجه کمی لرزید:« آقا به خدا غلط کردن، نگاه کنید از چهره ی تهجین پشیمونی میباره الاناست که گریه کنه...»
مربی لی دوباره نگاهی به چهره ی تهجین انداخت که به سختی عضلات صورتش را برای نخندیدن منقبض کرده بود. بعد دوباره به جونگجه خیره شد:« لال شو جونگجهه!»
تهیونگ کمربند چرم با سگک کروم هارتز که دور کمرش حلقه زده بود رو محکم تر کرد. تیشرت قرمز رنگش رو صاف کرد و به سکوی آنطرف تر، جایی که جونگکوک و چند نفر دیگر مشغول تعویض لباس بودن خیره شد. نه فقط تعویض لباس، انگار چیزهای زیادی برای صحبت با یکدیگر داشتند.
آهی کشید و کوله اش رو روی شانهاش تنظیم کرد و با بدن درد ناشی از تایم بدنسازی محل رو ترک کرد.
شرط:
۴۵ لایک، ۵۰ کامنت (نظر) ۲۰ بازنشر
p5
جونگکوک خیلی زود جای خودش رو به سوکهیون داد:« ببینم چی کار میکنی. »
سوک هیون نیشخندی زد. قد بسیار بلندش، چیزی بود که شانس گل شدن شوت را اندکی بیشتر از بعضی بازیکن ها میکرد. برای همین، نیازی به قوس دادن بیش از حد به بدنش نداشت.
کاملا ریلکس، روی کرنر ایستاد. دستش را سمت حلقه کشید، اما توپ مستقیم به تخته ی پشت حلقه برخورد کرد و صدایی گوش خراش در کل سالن ایجاد کرد.
تهجین خیلی سریع نزدیک شد:« بذارید نشونتون بدم یه بازیکن واقعی چطوری شوت میزنه! »
ته جین قدش از جونگکوک کمی بلندتر و از سوکهیون کمی کوتاه تر بود. جای پای خود را روی کرنر تنظیم کرد:« خوب تماشا کنید. »
بدنش را به سرعت سمت حلقه کشید و مچی شکاند. توپ به وسط حلقه برخورد و سپس روی لبه ی سمت راست حلقه نشست و پس از لغزشی که لرزه بد اندام هر سه میانداخت از حلقه سر خورد و پایین افتاد.
جونگکوک جلو رفت و دستش را سمت تهجین دراز کرد:« کارت خوب بود داداش، ایول داری. » سوکهیون متقابلاً کف دستش را به کف دست جونگکوک کوبید:« میدونم. »
صدای فریاد مربیلی از ته سالن لرزه ای به تن تهیونگ انداخت:« هوووییی، هوس ۲۰۰ تا دراز نشست کردید مگهه؟ بیاید اینجا ببینممم! میدونید که تر و خشک با هم میسوزن، همتون با هم بخوابید زمین!»
جونگجه کمی لرزید:« آقا به خدا غلط کردن، نگاه کنید از چهره ی تهجین پشیمونی میباره الاناست که گریه کنه...»
مربی لی دوباره نگاهی به چهره ی تهجین انداخت که به سختی عضلات صورتش را برای نخندیدن منقبض کرده بود. بعد دوباره به جونگجه خیره شد:« لال شو جونگجهه!»
تهیونگ کمربند چرم با سگک کروم هارتز که دور کمرش حلقه زده بود رو محکم تر کرد. تیشرت قرمز رنگش رو صاف کرد و به سکوی آنطرف تر، جایی که جونگکوک و چند نفر دیگر مشغول تعویض لباس بودن خیره شد. نه فقط تعویض لباس، انگار چیزهای زیادی برای صحبت با یکدیگر داشتند.
آهی کشید و کوله اش رو روی شانهاش تنظیم کرد و با بدن درد ناشی از تایم بدنسازی محل رو ترک کرد.
شرط:
۴۵ لایک، ۵۰ کامنت (نظر) ۲۰ بازنشر
- ۱.۶k
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط