بانوی غزل معاصرسیمین بهبهانی امروز دار فانی را وداع گفت
بانوی غزل معاصر,سیمین بهبهانی امروز دار فانی را وداع گفت...یادش گرامی....
رفتیم و کس نگفت ز یاران که یار کو؟
<آن رفتهٔ شکسته دل بی قرار کو؟
چون روزگار غم که رود، رفته ایم و یار
<حق بود اگر نگفت که آن روزگار کو؟
چون می روم به بستر خود می کشد خروش
<هر ذرّهٔ تنم به نیازی که یار کو؟
آرید خنجری که مرا سینه خسته شد
<از بس که دل تپید که راه فرار کو؟
آن شعلهٔ نگاه پر از آرزو چه شد؟
<وان بوسه های گرم فزون از شمار کو؟
آن سینه یی که جای سرم بود از چه نیست؟
<آن دست شوق و آن نَفَس پُر شرار کو،
رو کرد نوبهار و به هر جا گلی شکفت
<در من دلی که بشکفد از نوبهار کو؟
گفتی که اختیار کنم ترک یاد او
<خوش گفته ای ولیک بگو اختیار کو؟
رفتیم و کس نگفت ز یاران که یار کو؟
<آن رفتهٔ شکسته دل بی قرار کو؟
چون روزگار غم که رود، رفته ایم و یار
<حق بود اگر نگفت که آن روزگار کو؟
چون می روم به بستر خود می کشد خروش
<هر ذرّهٔ تنم به نیازی که یار کو؟
آرید خنجری که مرا سینه خسته شد
<از بس که دل تپید که راه فرار کو؟
آن شعلهٔ نگاه پر از آرزو چه شد؟
<وان بوسه های گرم فزون از شمار کو؟
آن سینه یی که جای سرم بود از چه نیست؟
<آن دست شوق و آن نَفَس پُر شرار کو،
رو کرد نوبهار و به هر جا گلی شکفت
<در من دلی که بشکفد از نوبهار کو؟
گفتی که اختیار کنم ترک یاد او
<خوش گفته ای ولیک بگو اختیار کو؟
- ۲.۱k
- ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط