از کار شبانه که برمیگردیم..یکراست سراغ گوشی میروم.همکارم
از کار شبانه که برمیگردیم..یکراست سراغ گوشی میروم.همکارم جوان تر از خودم به من نگاه میکند و با نیشخند میگوید مگر خسته نیستی بشر.. نگاهش میکنم اما دم نمیزنم...بنده خدا خبر ندارد من چه ماهی دارم خبر ندارد که تو تمام خستگی هایم را از تنم بیرون میکنی.خبر ندارد وقتی بیشتر از او کار میکنم این توان را فقط حس داشتن تو..حس طپیدن قلب تو..حس مهربانی تو به من هدیه میدهد.ماه من ..من تمام وجودم را از تو دارم..عشق من..من تا قیام قیامت مدیون تمام خوبی های توام..دردت به جانم دوستت دارم..از نوع بددددددددد...فدات بشم الهی..
- ۱.۴k
- ۰۴ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط