{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مورچه ای را دیدم ؛ با این کوچکی اش

مورچه ای را دیدم ؛ با این کوچکی اش
باری را میبرد از خود بزرگتر . . .

منم اصن حال و حوصله ی لوس بازی و متحول شدنُ نداشتم

کشتمش o_O

همینم مونده از مورچه پند بگیرم
والا ^_^
دیدگاه ها (۱۲)

بیایید صبح اول جمعه رو با سلام به مولامون شروع کنیم ... • ا...

گشاده دست باش ،جاری باش ،کمک کن. مثل ← رودباشفقت و مهربان با...

مهدی جان؛ وسط جاذبه ی این همه رنگ... نوکرت تا به ابد رنگ ش...

پادشاهی درویشی را گفت : جمله ای گو که در لحظات غم شادم کند و...

{ 𝐁𝐨𝐨𝐤 𝐨𝐟 𝐋𝐢𝐟𝐞 } { ۸ }تهیونگ و مامانش رو مبل نشس...

پارت سوم تانحیرو و کانائوذهن تانجیرو(رفتیم خوابیدیم و بیدار ...

همجنس منیــ ولیـ برای منـــیپارت دومساعت۸نویسنده تهیونگ از خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط