پارت
پارت5
آیدول رویایی من
ات ویو
دیگه هر روز با داداش میرفتم کمپانی مثل همیشهدتو کمپانی بودم که یکی منو چسباند به دیوار ته بود که
ته:فکراتو کردی ات
ات: اره ولی ولی
ته: بگو
ات: به جیمینم بگو بیاد نیخوام به دوتاتون بگم
ته: باش وایسا الان صداش میکنم
ته ویو
رفتم جیمین رو صدا کردم رفتیم پیش ات
ته: خب بگو
ات: جیمین اوپا من معذرت میخوام م....م...من تهبونگ اوپا رو انتخاب میکنم.
موچی: خوشبخت شین ولی گفته باشما دوست میمونیم( با بغض)
ات:معلومه که میمونیم
ته: ات تو راست میگی
ات: مگه دروغ دارم
ته اتو بعل کردو تو هوا چرخوند
ات: اوپا بسه بزارم زمین
جیمین ویو
وقتی ات اون حرفو زد یکم ناراحت شدم ولی براشون خوشحالم چون کسی دوست داشت رو انتخاب کرد رفتم پیش اعضا دیدم اومدن
ته: بچه ها ما میخوایم یه چیزی بهتون بگیم
کوک: خوب میشنویم
ته: من و ات از تین به بعد باهم قرار میزاریم
جیهوپ: داداش راست میگی
ته: اوهوم
نامی: پس مبارکه چطوری زن داداش
ات: عهه نامجون اوپا اذیت نکن دیگه
جین: خو راست میگه دیگا زن داداش
همه: زدن زیر خنده
.......
ادامه دارد
شرطا:
لایک: ۵
آیدول رویایی من
ات ویو
دیگه هر روز با داداش میرفتم کمپانی مثل همیشهدتو کمپانی بودم که یکی منو چسباند به دیوار ته بود که
ته:فکراتو کردی ات
ات: اره ولی ولی
ته: بگو
ات: به جیمینم بگو بیاد نیخوام به دوتاتون بگم
ته: باش وایسا الان صداش میکنم
ته ویو
رفتم جیمین رو صدا کردم رفتیم پیش ات
ته: خب بگو
ات: جیمین اوپا من معذرت میخوام م....م...من تهبونگ اوپا رو انتخاب میکنم.
موچی: خوشبخت شین ولی گفته باشما دوست میمونیم( با بغض)
ات:معلومه که میمونیم
ته: ات تو راست میگی
ات: مگه دروغ دارم
ته اتو بعل کردو تو هوا چرخوند
ات: اوپا بسه بزارم زمین
جیمین ویو
وقتی ات اون حرفو زد یکم ناراحت شدم ولی براشون خوشحالم چون کسی دوست داشت رو انتخاب کرد رفتم پیش اعضا دیدم اومدن
ته: بچه ها ما میخوایم یه چیزی بهتون بگیم
کوک: خوب میشنویم
ته: من و ات از تین به بعد باهم قرار میزاریم
جیهوپ: داداش راست میگی
ته: اوهوم
نامی: پس مبارکه چطوری زن داداش
ات: عهه نامجون اوپا اذیت نکن دیگه
جین: خو راست میگه دیگا زن داداش
همه: زدن زیر خنده
.......
ادامه دارد
شرطا:
لایک: ۵
- ۷.۸k
- ۲۴ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط