رمان گناه عشق❌🍷
رمان گناه عشق❌🍷
پارت:۵۶
ارسلان: دیانا آماده ای؟
دیانا: ارسلان من.. من.. نمیتونم.
ارسلان: یعنی چی که نمیتونی؟
دیانا: ارسلان من می.. میترسم. چیزیم بشه......
ارسلان: دیانا چیزت نمیشه. قول میدن بهت.
دیانا: ارسلان من نمیتونم.
ارسلان: دیانا الان وقتش نیست.
دیانا: من آیندم سیاه هست سیاه تر از این نکنش.
ارسلان: دیاناااااااااا...
دیانا: ارسلان من نمیتونم.
ارسلان: دیانا ازت خواهش میکنم.
دیانا: ارسلان سخته. به خدا سخته.
نذاشتم حرف دیگه ای بزنه وسریع از عمارت اومدم بیرون. ببخش ارسلان. ببخش
به محظبیر خارج شدن از عمارت صدای پیام گوشیم بلند شد پیام رو باز کردم روش نوشته بود:
"آفرین. کارت رو خوب انجام دادی دیگه هم دورورش نمینمت"
باگریه براش تایپ کردم:
"آشغال لجن اوقده ای"
۲ساعـ🕥ت بعد:
دو ساعته توی خیابان زیر باران خیس آبم. همش به ارسلان فکر میکنم. ذهنم فلش بک میشه به پیامی که داخل ماشین برام فرستاد:
فلش بک🎼:
.........؟...........؟.........
نگین چرا جای حساس قطع کردی.
درخواست خودتون بود تا یک کاری کنم قند تودلتون آب بشه.
خماریییی😂😏🤭💜
پارت:۵۶
ارسلان: دیانا آماده ای؟
دیانا: ارسلان من.. من.. نمیتونم.
ارسلان: یعنی چی که نمیتونی؟
دیانا: ارسلان من می.. میترسم. چیزیم بشه......
ارسلان: دیانا چیزت نمیشه. قول میدن بهت.
دیانا: ارسلان من نمیتونم.
ارسلان: دیانا الان وقتش نیست.
دیانا: من آیندم سیاه هست سیاه تر از این نکنش.
ارسلان: دیاناااااااااا...
دیانا: ارسلان من نمیتونم.
ارسلان: دیانا ازت خواهش میکنم.
دیانا: ارسلان سخته. به خدا سخته.
نذاشتم حرف دیگه ای بزنه وسریع از عمارت اومدم بیرون. ببخش ارسلان. ببخش
به محظبیر خارج شدن از عمارت صدای پیام گوشیم بلند شد پیام رو باز کردم روش نوشته بود:
"آفرین. کارت رو خوب انجام دادی دیگه هم دورورش نمینمت"
باگریه براش تایپ کردم:
"آشغال لجن اوقده ای"
۲ساعـ🕥ت بعد:
دو ساعته توی خیابان زیر باران خیس آبم. همش به ارسلان فکر میکنم. ذهنم فلش بک میشه به پیامی که داخل ماشین برام فرستاد:
فلش بک🎼:
.........؟...........؟.........
نگین چرا جای حساس قطع کردی.
درخواست خودتون بود تا یک کاری کنم قند تودلتون آب بشه.
خماریییی😂😏🤭💜
- ۴.۲k
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط