{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارسلان :دیانا

ارسلان :دیانا
دیانا:جانم
ارسلان:خیلی دوست دارم
دیانا:فدات شم منم دوست دارم
(فردا صبح )
ارسلان:پاشو دیانا
دیانا:ارسلان ولم کن
ارسلان:دیانا تروخدا پاشو
دیانا:اذیتم نکن
ارسلان:دیانا
دیانا:اوکی پاشدم
ارسلان:دیانا الان باید بریم خونه ما تا با اعضای خانواده خودم آشنا بشی بعدم باید ببرمت خونه و با مامان و بابا تو حرف بزنم و شبم خانواده ها با هم آشنا بشن
دیانا:اوکی من برم آماده شم

ارسلان :دیانا رف و منم رفتم حموم یه دوش ۵ دقیقه ای گرفتم و اومدم بیرون و موهامو فر کردم و لباس پوشیدم و رفتم پیش دیانا

دیانا:یه دوش گرفتم و لباس پوشیدم و موهامو فر کردم و رفتم سراغ آرایش یه آرایش تقریبا نچرال کردم

ارسلان:دیانا آماده ای
دیانا:خوب شدم
ارسلان؛عالی شدی
دیانا:بریم
ارسلان:بریم


.....
دیدگاه ها (۰)

ارسلان:رفتم سمت خونه ما دیانا:ارسلان زنگو بزن ارسلان :زنگ زد...

(بعد از رسیدن به فرودگاه )دیانا :ساعت چنده ؟ ارسلان:۱۲ و نی...

(بعد از رسیدن به آزمایشگاه )ارسلان:دیانا خوبی دیانا:حالم خوب...

ارباب خشن من ۹

دوست قدیمی که تبدیل میشه به............. پارت 14Part 14..ا.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط