{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب

امشب ,

بوی نبودنت همه جا پیچیده . . . .

و اینجا یک نفر در هیاهوی شیشه ها

فریاد می زند ,

که تو دیگر نخواهی آمد . . . .

دلم می خواهد ,

همه ی شیشه ها را بشکنم . . . .

و گلویِ کسی را پاره کنم ,

که پشت پرده ی شیشه ها ست . . . .

خفه اش کنید . . . .!!!

من دیگر طاقت ندارم . . . .
دیدگاه ها (۳)

جهان بدون دلبستگی،چیزی شبیه به جهنمی بی‌مرز است ...تهران ،پا...

دلنوشته هایم ،سوء هاضمه گرفته اند . . .لاغر شده اند ، نای گف...

خدای منﺑﺮﺍی ﺩﻟﻢ "ﺍﻣﻦ ﻳﺠﻴﺐ"ﺑﺨﻮﺍﻥﺍﻣﻦ ﻳﺠﻴﺐ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺗﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﻮﺩ ﺍﻳ...

با خنده گفت و رفت :که بختت بلند باد ...کوتاه شد حکایت من ,گر...

fallible love(عشق خطا پذیر)چند پارتی

صحچپتر ۱۱ _ دفتر خاطرات پنهانشب...آسایشگاه در سکوتی فرو رفته...

part4🦋جونگکوک«با تکون های ریزی تو بغلم از خواب بیدار شدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط