{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دی گفت طبیب از سرِ حسرت چو مرا دید

دی گفت طبیب از سرِ حسرت چو مرا دید
هیهات که رنجِ تو ز قانونِ شفا رفت


#حافظ_شیرازی
#شعر
#یاس‌گُل
دیدگاه ها (۰)

کاری ‌را شروع کنید تا پیش از هر چیز به خودتان ثابت شود که بی...

مرا به غیرِ تو با این‌ و‌ آن چه‌کاری هست؟هنوز اگر نفسی می‌کش...

به همان چیزی که بودم برگشتم؛ یک سکوت طولانی، اجتناب از گفت‌ ...

تحمل گفتی و من هم که کردم سالها اماچقدر آخر تحمل بلکه یادت ر...

دردی که مرا هست به مرهم نفروشمور عافیتش صرف دهی هم نفروشمبگد...

مکن از برم جدایی،مرو از کنارم امشبکه نمی شکیبد از تو دل بی ق...

چو گفتی "توانی زنی خنجرم،فرو بر به ژرفای این پیکرم.اگر خون ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط