{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رَخت دلم هر چه بود، عشق به‌ غارت سپُرد

رَخت دلم هر چه بود، عشق به‌ غارت سپُرد
صبر نه راهی‌ست سهل، عشق نه کاری‌ست خُرد

هر که به میدان عشق، گام نهد کام یافت
هر که به ایوان صبر، پای نهد دست بُرد

بار جفاهای او کوه نیارد کشید
حلقه‌ی زلفین او باد نیارد شمرد

وصل شد و هجر مانْد، آه که در باغ عمر
خار به پیری رسید، گل به جوانی بمرد.
دیدگاه ها (۶۱)

من اگر مرد بودمو دست زنی را می گرفتم پا به پایش فصل ها را قد...

به عالم هیچ عیشی را از این خوش‌تر نمی‌دانمکه جام از من تو بس...

من چه در وهم وجودم چه عدم، دل تنگماز عدم تا به وجود آمده ام،...

چه شب بدی است امشب، که ستاره سو نداردگل کاغذی است شب بو، که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط