{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«عاشق حضرت آدم». Part6

«عاشق حضرت آدم». Part6

یونگی همانطور که با خم شدن بر سینه جیمین یکی از نقاط رنگی را به دهان میکشید ، ع..ضوش را پایین تر برد تا به آن ماهیچه گرد رسید که حتی جا برای سر ع...ضوش هم نداشت.جیمین که تغییر سایزش متعجب شده بود باز به حرف آمد.
+یونگی چرا اینجوری شد؟
-چون منتظره که من کارم رو شروع کنم
+چه کاری؟
-فتح بدنت
آرام باز سینه اش را به دهان کشید و همزمان کمی با فشار وارد شد.
کمی نفس جیمین برید و یونگی کامل خود را وارد کرد.
+یونگیییییییی!!!!!!!آیییییییی. ......این یه جوریه....ولی دوسش دارم
یونگی خندید و حرکت کرد
+اههههههههههه.....اوممممممم....یونگی....آر....آروم
ولی یونگی کاررا برعکس انجام داد
+آه...آه......اون.....آه ......یونگیییی
یونگی فهمید چه کرده است .
باز انجام داد
+ببوسم
یونگی لبانش را به هم قفل کرد و ضربه آخر را هم زد که صدایی از گلوی جیمین خارج و در دهان یونگی خفه شد
.......
میکائیل شاهد بود و به خداهم گزارش داد
+ابلیس و آدم و حوا را نزد بیار
میکائیل با چند فرشته دیگر کاررا انجام داد
(همان روز....محفل فرشتگان)

یونگی زانو زده در محفل نشسته بود و دستانش با زنجیر هایی بسته شده بود.
در حال نهیب زدن به خود بود که خدا ناگه ظاهر شد
-سلام بر خدای متعال
+ابلیس تو گناه کردی. آدم رو هم همگناه خودت کردی. میوه را خوردی و آدم هم مجبور به خوردنش کردی. گناهکاری . بنابراین بالهایت را میگیرم و به جهنم تبعیدت میکنم
+و آدم ... تو با حوا به زمین میروی
جیمین جرئت مخالفت نداشت
ویکائیل و جبرئیل با قیچی هایی بزرگ درحال بریدن بالهای شیطان بودند ولی فقط یک نفر حقیقت را می‌دانست
+اونکه از اول شیطان نبود. اون هم اشرف بود تا قبل از عاشق شدنش
دیدگاه ها (۱)

My Arirang Part 8

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟕چند روز بعد...جیمین تقریباً کاملاً به ز...

چندپارتی جیمین

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁴روی مبل لم داد و کنترل رو برداشت و «T...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط