{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بوسه و یک چای،هوا هم برفیست

یک بوسه و یک چای،هوا هم برفیست
با خطبه ی چشمت همه چیزم شرعیست

گرمای تنت چه آتشی بر پا کرد
با بوسه ی تو افتِ فشارم حتمیست...

چشمهای تو عجب کهنه شرابی دارد
به تو وابسته شدن خانه خرابی دارد

آخر از حسرت دیدار تو من می میرم
عاشقی هم بخدا حق و حسابی دارد

تو که از حال دل ِ خسته ی من باخبری
بی تفاوت شدنت، سخت عذابی دارد

قصه ی عاشقی ما دونفر آسان نیست
چون کویری است که در سینه سرابی دارد

مشکل از چشم من و دین و مسلمانی توست
عشق هم آیه و تفسیر و کتابی دارد
دیدگاه ها (۲)

پاییز بمان... کجا می روی؟من هنوز دلتنگمهنوز دستهایش را نگرفت...

یار من کو؟ بی دلم،دائم هوایش میکنمتوبه کردم، باز دارم ادعایش...

یک زندگی کم استبرای آن‌که تمام شکل‌های دوستت دارم را با تو د...

آنقدر حظ می کنم «بانو» صدایم می کنییا که خاتون تمام قصه هایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط