{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر حظ می کنم «بانو» صدایم می کنی

آنقدر حظ می کنم «بانو» صدایم می کنی
یا که خاتون تمام قصه هایم می کنی

دست در گیسوی من با شیطنت های لبت
قند را، هم صحبتِ فنجان چایم می کنی

هر زمستان وقتی از سرما تنم یخ می زند
با تن مردانۀ خود آشنایم می کنی

تو همان غارتگر معروف آتش پاره ای
بر دلم آتش زدی، حالا رهایم می کنی؟

من دلم طاقت ندارد، قصه را پایان بده
بی وفا! امشب چه با این بوسه هایم می کنی؟
دیدگاه ها (۴)

یک زندگی کم استبرای آن‌که تمام شکل‌های دوستت دارم را با تو د...

یک بوسه و یک چای،هوا هم برفیستبا خطبه ی چشمت همه چیزم شرعیست...

حال خوش یعنی تو رادر برف گیرم در بغل...در هجوم واژه هادر زیر...

قول داده بودی...با اولین برف به خیابان برویمو آدم برفی رویای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط