{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماههاست فراموشش کرده ام ؛

ماههاست فراموشش کرده ام ؛
خاطراتش را هم … !

ولی نمی دانم دستانم

چرا هنوز به نوشتن نامش
ذوق میکنند ...!

  
╰═•♥️◍⃟🎼═╯
دیدگاه ها (۳)

غروبتون پر از خوشی

آه! آن روز که دادم به تو آیینۀ دلاز تو این سنگدلی ها به گمان...

شب است ودر سڪوت شبنشستہ‌ام بہ خاطرتدڸ‌خوشم بہ ایڹ دليڪہ بستہ...

جاودانه شده ای در منآنچنان که اگر خودم هم...بخواهم فراموشت ک...

خسته ام از خود گریزانم.... نمی دانم چرا!.......3

نمی دانم آرزویت چیست! اما برای رسیدن به آرزویت دستانم به آسم...

نمی دانم بهار است و برف می بازدیا هنوز زمستان است و نامش بها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط