بغلم کن که کمی خوب شود حال بدم

بغلم کن که کمی خوب شود حال بدم
بی تو با درد وغم آغاز شده سال بدم

قسمتم نیستی و نیست کنارت باشم
این هم از بخت پریشان من وفال بدم

هرکسی دید به دیوانه ی تو سنگ بزد
وسط ِ شهر مسلمان  چو تمثال بدم

چشم وابروی من ازهیچ کسی دل که نبرد
از بد حادثه بر گوشه ی لب  خال بدم

دل به هرکس که سپردیم پس آورد نخواست
بیخ ریش خودمم پس زده ای مال بدم

با توام ای غم دلتنگی چشمان ترش!
بغلم کن که کمی خوب شود حال بدم
دیدگاه ها (۰)

پارت ۶

رمان ارث و میراث. پارت۳

☕️🤎 راهنمای کامل و جامع همه‌ی قهوه‌ها! 😍✨☕️🌿 عاشق عطر قهوه‌ا...

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

🍁🍂🌳 پاییزِ قشنگِ شیرگاه، سوادکوه 🌿🧡✨🍂🤎 زندگی زیباتر می‌شود؛ ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

زیبای کوچک فریبکار

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۲جونگسو؟ چیکار می‌...

𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎلیــلــیوم وحــشی¹رایحه شیرین شکوفه ها با بوی تلخ...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط