{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینجا کسی در انتظارِ "هیچ کس " نیست

اینجا کسی در انتظارِ "هیچ کس " نیست

چشم انتظارت مانده ام یک عمر _ بس نیست ؟

 

این بی ملاقاتی ترین زندانیت را

امیدِ آزادی از این کهنه قفس نیست ؟

 

آتش بزن دلتنگی ام را ، جوخه ی مرگ !

قلب مرا لطف شما در تیررس نیست ؟

 

اعدامیم _ در این سفر، تاخیر تا کی ؟

آیا زمان کوچ کردن از عبث نیست ؟

 

همزیستی ها کرده ام یک عمر با " من "

در این بیابان جز من و من. خار و خس نیست

 

ای کاروان بادهای بی سرانجام ...

یک عمر چرخیدیم و چرخیدیم .... بس نیست ؟
دیدگاه ها (۳)

هی نگو حوصله کن. فرصت من محدود استای اجل دست بجنبان و نگو که...

سلام دوستان خوبم ، عصرتون بخیر ...

هی ابر می‌شدم من و باران نمی‌ گرفتباید شروع می‌شد و پایان نم...

تو کز نجابت صدها بهار لبریزیچرا به ما که رسیدی همیشه پاییزی؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط