{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منتظر هستم بیایی تا که بیدارم کنی

منتظر هستم بیایی تا که بیدارم کنی
با طلوعت عشق من پیوسته تب دارم کنی

دست و بازویت عزیزم تکیه گاهم می شود
تا در آغوشت مرا مستانه دلدارم کنی

باز کن آن پلک زیبا آن دو چشم مست را
آن بساط ناز را تا که خریدارم کنی


با نگاهی دلبرانه دل زدستت می برم
تا که بیمارم شوی آنگه پرستارم کنی

چای من در انتظار قند شیرین لبت

تا بیایی و مرا با بوسه بیدارم کنی
دیدگاه ها (۲)

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کردخواب بودم که شبی عشق تو بیدارم ...

به پیغامی من دیوانه را دیوانه تر کردیمرا از لطف و احسانت حبی...

رک بگویم ،پیش چشمت اهل مِن مِن نیستمظاهرت را دوست دارم ، فکر...

خودش گفت والااا بوخوداوو😱😜😁🙈

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط