{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جانا سری به‌ دوشم و دستی به‌ دل بگذار

جانا سری به‌ دوشم و دستی به‌ دل بگذار
آخر غمت ب دوش ِ دل و جان کشیده‌ام

دیگر گذشته از سر و سامان من مپرس
من بی‌ تو دست از این سر و سامان کشیده‌ام

شهریار
دیدگاه ها (۱)

بدی مکن که در این کشتزار زود زوال به داس دهر همان بدروی که م...

گفتم مگر ز رفتن،غایب شوی ز چشممآن نیستی که رفتی، آنی که در ض...

همین خوب است ؛همین که تو نگرانم می شوی ،همین که هر اتفاقی بی...

باید مراقب بود مراقب آدم‌های ساده‌ی زندگیمان همین‌ها که باره...

دسـت مـن نـیسـت که مـن ، بی تو هنوز ویرانم ...دست من نیست که...

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط