{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

★彡   Part 29 彡★

★彡   Part 29 彡★

کتم رو مرتب کردم و لیوان رو بالا بردم.
"به سلامتی!"
"به سلامتی."
خنده ای به روی دوک کردم و تمام لیوان رو سر کشیدم.
سالن مهمانی کاملا بی نقص بود.
همه چیز سر جای خودش بود. یعنی هیچ چیز اشتباهی وجود نداشت.
همه ی مهمان ها در حال انجام کار های کاملا عادی ای بودن.
کار های معمولی و طبیعی.
درکل، همه چیز درست بود.
و این خیلی افتضاح بود.
زندگی به من یاد داده هر جایی، هرکسی، که بیش از حد درست باشه، قطعا نادرست ترینه.
اگه الان کف این زمین بی نقص و تمیز باشه، مطمئنم چند ساعت گذشته خدمه ها مشغول پاک کردن خون بودند.
اگه الان هیکل میزبان صحیح و سالم به نظر میرسه، یعنی چند ساعت گذشته پر از جای زخم بوده.
"عذر می خوام."
به پسر جوونی که با بی توجهی لیوان شرابش رو روی کفشم ریخته بود نگاه کردم.
سعی کردم دنبال چیز مشکوکی بگردم، و بله.
پیداش کردم.
پیراهنش از بابت عرق زیاد که میتونه به خاطر استرس بوده باشه به بدنش چسبیده و رنگ عوض کرده. و چاقوی کوچکی که داخل جیب مخفی کتش گذاشته خیلی راحت به چشم میاد.
متاسفانه، وضعیت لباسش همه چیز رو لو داد.
زخم های کوچیک و بزرگ و کبودی های واضح، کامل تو چشم بودن.
همین چند نشونی کافی بود تا بفهمم این پسر تازه وارده.
و اگه تا چند دقیقه ی پیش مطمئن نبودم، الان دیگه مطمئنم لی سوک برنامه ای برای امشب چیده.
"مشکلی نیست پسر جون. جای شکر داره که روی لباسم نریختی."
آروم تر ادامه دادم: چون اگه اتفاق ناپسندی بیوفته، من خیلی عصبی میشم. خودت که اینو میدونی، نه؟
با لب هایی لرزون زمزمه کرد: م ... متوجه ... ام
لبخندی زدم و دستم رو خیلی رندومی روی شونه ی راستش انداختم و کمی فشار دادم. از شدت درد لبش رو گزید و چشم هاش رو محکم بست.
می شنیدم نفس های سطحی که می کشید رو.
باتوجه به زخم هایی که روی بدنش بود، احتمال دادم انتهای زخم ها حداقل تا روی شونه باشه.
اما گاهی اوقات بعضی احتمال ها، بهترین نتیجه ها رو دارن.
نه تنها زخم رو پیدا کردم، بلکه تتوی برجسته تیم مافیای LS رو پیدا کردم.
مخفف لی ... سوک ...
خیلی خب، امشب داریم چیز های جالبی رو کشف میکنیم.
قبلا از اینکه وارد دور بازجویی به سبک خودم با پسر مقابل بشم، صدای شکستن شیشه و اسلحه کل سالن رو در بر گرفت.
آهی کشیدم: حدس میزدم
دیدگاه ها (۷)

★彡   Part 28 彡★ "لعنتی!"فریاد رینا کل اتاق رو گرفت."از اونجا...

★彡   Part 27 彡★ پس اونم گرمش بود. عالیه!حالا میتونم بدون این...

مهمونی پارت ۱۷

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط