خرگوش قاتل
خرگوش قاتل
پارت۳
باهم وارد شرکت شدیم نشستیم سر میز کارمون
شب
ویو ات:
یونا رفت ولی من چندتا کار بیشتر داشتم و موندم تو شرکت راستی ساعت چنده؟ اوه ساعت ۱۲:۴۵ دقیقه شب؟؟ واییی خیلی دیر کردم الان چطوری تنهایی برگردم خودشم تو این وضع قتل و اینا
وسایلم رو زود جمع کردم و از شرکت اومدم بیرون مجبور بودم پیاده تا خونه برم چون نه تاکسی بود نه اوتوبوس و هوا هم بارونی بود حتی یه نفرم اینجا نیست خیلی میترسیدم یهو یه دلشوره بدی گرفتم اهمیت ندادم و سعی کردم تندتر راه برم که یهو یه مردی رو دیدم که خیس آب بود و دستاش خونی بود
جیغ نسبتاً بلندی کشیدم که
ادامه دارد...
شرایط:
۶لایک
۶کامنت
پارت۳
باهم وارد شرکت شدیم نشستیم سر میز کارمون
شب
ویو ات:
یونا رفت ولی من چندتا کار بیشتر داشتم و موندم تو شرکت راستی ساعت چنده؟ اوه ساعت ۱۲:۴۵ دقیقه شب؟؟ واییی خیلی دیر کردم الان چطوری تنهایی برگردم خودشم تو این وضع قتل و اینا
وسایلم رو زود جمع کردم و از شرکت اومدم بیرون مجبور بودم پیاده تا خونه برم چون نه تاکسی بود نه اوتوبوس و هوا هم بارونی بود حتی یه نفرم اینجا نیست خیلی میترسیدم یهو یه دلشوره بدی گرفتم اهمیت ندادم و سعی کردم تندتر راه برم که یهو یه مردی رو دیدم که خیس آب بود و دستاش خونی بود
جیغ نسبتاً بلندی کشیدم که
ادامه دارد...
شرایط:
۶لایک
۶کامنت
- ۶.۱k
- ۱۷ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط