{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

F

F
هر روز با انبوهی از غمهای کوچک. گم می شوم در بین آدمهای کوچک غمهایمان اندازه ی صحرا بزرگند ما را نمی فهمند آدمهای کوچک با آنکه بیهودست اما می سپارم زخم بزرگم را به مرهم های کوچک
دیدگاه ها (۳)

تــــو رادر غربت ڪدام ڪوچهگم ڪرده ام ..؟ڪه اینچنین آواره‌ے ڪ...

19مهر، روز دختر مبارک به دختری که من بهش می‌گم مامان... به د...

﮼𔘓گاهی تمام چیزی که بین تو و آرزوهایت فاصله انداخته،ترس از ش...

لشکریان الکرار انصار الله

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

𝑰𝒄𝒚 𝑯𝒆𝒂𝒓𝒕, 𝑺𝒐𝒖𝒍 𝒐𝒇 𝑺𝒑𝒓𝒊𝒏𝒈𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏در سرزمینی دور، جایی که هر کو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

داستان کودکانه «نِکا و ماشینِ جادوییِ حلِ مشکلات» به نویسندگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط