من دایره در دایره، گردابم و تکرار

من دایره در دایره، گردابم و تکرار
هی در تو شدم غرق وتو انگار نه انگار!

من اهل همین کوچه ی بن بست کناری
تو پنجره ای رو به افق های غزلوار

من وحشی چشمان غزالین تو گشتم
با آن همه اهلیت و رسمیت بسیار

دیگر چه بگویم که در این همهمه بازار
بیرون نزند دایره از نقطه ی پرگار

ای تلخ ترین ماه شب بلخ و سمرقند!
ای قهوه ی چشمان تو آوازه ی قاجار

بعد از تو بگو با چه زبانی بنویسم؟
شعری که به اثبات تو کوشد، نه به انکار

باید بروم تا نگرفته است گناهت
دامان مرا درعطش این همه تکرار
دیدگاه ها (۲)

اینقدر مرا با غم دوریت نیازاربا پای دلم راه بیا قدری و بگذار...

اینقدر مرا با غم دوریت نیازاربا پای دلم راه بیا قدری و ... ب...

اینقدر مرا با غم دوریت نیازاربا پای دلم راه بیا قدری و ... ب...

آن قدر مرا با غم دوریت میازار با پای دلم راه بیا قدری و بگذا...

اللهم عجل لولیک الفرج... ...

اینقدر مرا با غم دوریت نیازاربا پای دلم راه بیا قدری و ... ب...

اینقدر مرا با غم دوریت نیازاربا پای دلم راه بیا قدری و ... ب...

😊کاری که نگاه تو با دل من کرد😊

این قدر مرا با غم دوریت نیازار با پای دلم راه بیا قدری و بگذ...

اینقدر مرا با غم دوریت نیازار با پای دلم راه بیا قدری و ... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط