با عشوه نگاهی به نگاهم کن و برگرد
با عشوه نگاهی به نگاهم کن و برگرد
آشفته ازآن چشم سیاهم کن و برگرد
بیرون ز برینم مکن ای حور بهشتی
باخنده اشارت به گناهم کن و برگرد
در هم بشکن ازنفست شیشه ی دل را
در گوشه ای از آینه آهم کن و برگرد
شیرازه ی دل را مبر از آن خم ابرو
هنگام درو ذره ی کاهم کن و برگرد
چون بیژن رسوای زمانم ز زمانه
بی زمزمه زندانی چاهم کن و برگرد
گر بوسه پی بوسه تمنا بنمودم
در پیش همه خوار و تباهم کن و برگرد
حالا که تحمل نکنی ماندن من را
پس بدرقه تا نیمه ی راهم کن و برگرد
آشفته ازآن چشم سیاهم کن و برگرد
بیرون ز برینم مکن ای حور بهشتی
باخنده اشارت به گناهم کن و برگرد
در هم بشکن ازنفست شیشه ی دل را
در گوشه ای از آینه آهم کن و برگرد
شیرازه ی دل را مبر از آن خم ابرو
هنگام درو ذره ی کاهم کن و برگرد
چون بیژن رسوای زمانم ز زمانه
بی زمزمه زندانی چاهم کن و برگرد
گر بوسه پی بوسه تمنا بنمودم
در پیش همه خوار و تباهم کن و برگرد
حالا که تحمل نکنی ماندن من را
پس بدرقه تا نیمه ی راهم کن و برگرد
- ۹۱۹
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط