{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همین که اسمت را به زبان می آورم,گویی مسکنی میخورم که خواب

همین که اسمت را به زبان می آورم,گویی مسکنی میخورم که خوابم میکند,خوابم میکند تا حجم این چهاردیواری رویم سقوط نکند..دردت به جانم برایت پر پر میزنم,,یا به قول خودت پِل پِل
دیدگاه ها (۲)

بی انتها بی زوال تا ابد و بی منت دوستت دارم,همانگونه که تو د...

تو که باشی آسمان همیشه آبی است..بی هیچ تکه ابری,تو که باشی خ...

من دیوانه تو هستم..برایت بی تابم..نفسم برای داشتنت در سینه ب...

دفتری دارم که دلتنگی هایم را برایت در آن نوشته ام..نمیدانم چ...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

♥️☕️هیچ فکرِ چهل سال بعدمان را کرده‌ای؟که چقدر شبیه‌ِ زوجهای...

داستان:نفس اخرشخصیت:آت،جونگکوکویو آتبرای خودم تصمیم گرفتم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط