{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همین که اسمت را به زبان می آورم,گویی مسکنی میخورم که خواب

همین که اسمت را به زبان می آورم,گویی مسکنی میخورم که خوابم میکند,خوابم میکند تا حجم این چهاردیواری رویم سقوط نکند..دردت به جانم برایت پر پر میزنم,,یا به قول خودت پِل پِل
دیدگاه ها (۲)

بی انتها بی زوال تا ابد و بی منت دوستت دارم,همانگونه که تو د...

تو که باشی آسمان همیشه آبی است..بی هیچ تکه ابری,تو که باشی خ...

من دیوانه تو هستم..برایت بی تابم..نفسم برای داشتنت در سینه ب...

دفتری دارم که دلتنگی هایم را برایت در آن نوشته ام..نمیدانم چ...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۲۲۷او نفسی عمیق کشید که منجر به سرفه...

آخرین بازمانده از نسل سلیکا ☆☆☆ادامه=روی سنگ فرش لغزنده پل ب...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط