{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

loveordislike

#love_or_dislike
#part6

صبح ساعت ۹

ات : جونگکوک....جونگکوک

کوک : ها (خوابالو)

ات : بسه دیگه ساعت ۹ صبحه

کوک : یکم دیگه بغلم باش بعد پا میشم

ات : من که رفتم

کوک دست ات رو میکشه و رو تخت پرتش میکنه و بغل 🫂

نیم ساعت بعد

ات : بسه خیلی میخوابی

کوک : اوهوم میدونم

ات : بلند شو دیگهههه (کمی داد)

کوک :باشه بابا ایششش

کوک بلند شد و رفتن واسه صبحونه.....

صبحونه تمام شد ات و کوک رفتن پای تلوزیون کوک هی کانال بالا پایین میکرد یه فیلم ترسناک اومد


کوک : ات ...

ات : هوم

کوک : تو که نمیترسی از فیلم ترسناک

ات : من ؟ هه هه من از بچگی فیلم ترسناک نگاه میکردم (خودش میدونه داره لاس میزنه)😅

کوک : باشه حالا میبینیم

فیلم دیگه به جاهای ترسناک و فوق ترسناک رسیده بود ات بالشتک رو بغل کرده بود (چون ترسیده بود )

کوک : من یه دیقه میرم خوراکی بیارم الان میام


ات : ب..باشه

ویو کوک

داشتم پوفیلا و چیپس و نوشیدنی اماده میکردم که صدای جیغ ات از سالن اومد یه سَرَک از اشپزخونه کشیدم دیدم باشتک رو بغل کرده و فقط چشماش از بالش بیرونه
دیگه خوراکیا رو بردم و رو میز گذاشتم ات خودشو جمع جور کرد


ات : ممنون

کوک : ترسیده بودی (خنده)

ات : نه برای چی بترسم

کوک باشع...

بعد چند دقیقه فیلم جدی جدی ترسناک شد و یه چی پرید تو دوربین ات همون موقع پرید بغل جونگکوک

کوک : دیدی گفتم ترسویی

ات : ازه من ترسو ام عوضش کن (ترس)

کوک : نه نمیکنم میخوام همینجوری بغلم باشی

ات خواست از بغل کوک در بیاد که کوک گرفتش و همینجوری بغلش کرد تا ته فیلم و ات اصلا نترسید
چون بغل کوک‌. بود

فیلم تمام شد

ساعت چهار ظهر شده بود
ات همونجا بغل کوک خوابش گرفته بود

ویو کوک

دیدم بغلم خوابش گرفته بود خیلی کیوت و گوگوبی بود من دراز کشیدم و ات رو بغل کردم
یه ساعت خوابیدن و بیدار شدن

کوک : ات...ات...اتتتت

ات : ها چی شده ؟ (گیج)

کوک : بلند شو امشب بریم شهر بازی

ات : ها ؟ شهربازی (ذوقققق)

کوک : اره بلند شو اماده شو‌


ات : اوکی اوکی

ات و کوک آماده میشن و میرن شهر بازی


ات : اخ جونننننمممممم

کوک : مگه تاحالا شهر بازی نرفتی (خنده)

ات : مامان و بابام هروقت بهشون میگفتم منو نمیبردن (حالت به تو چه )😅😂

کوک : آها

کوک و ات همه وسایل هارو امتحان میکنن و برمیگردن خونه

دیگه تمام کارای لازم و و انجام میدن(لباس عوض کردنو و شام اینچیزا)

کوک یه فیلم صحنه دار میزاره 😈 (حیحیحیحیح)
و باهم دیگه نگاه میکنن


و فیلم تمام میشه

کوک : ات

ات : هوم ؟

کوک : بیا کارت دارم

ات : من گول نمیخورم به این راحتیا

کوک : باش پس خودم میام

ات بدو کوک بدو ات بدو کوک بدو که اخر کوک اتو میگیره و به دیوار خونه میچسبونه

کوک : بزار یکم از لبت بخورم

ات : به خدا اگه نزدیک شدی
یه طوری شتکت میکنم ندونی از کجات خوردی (از کجا ضربه خوردی 😂)

کوک ات رو بغل میکنه و میبره اتاقش و رو تخت میندازه


کوک : الان چه طوری میخوای شتک کنی ؟ (لبخند )😈

ات : نزدیک نشو

کوک نزدیک صورت ات میشه و ات رو میبوسه و روش خیمه میزنه و هی بوسه بوسه بوسه

بعد چند دقیقه جدا شد

کوک : خوشمزه بود

ات : خفه ام کردی اههه

ات دستش رو رو لبش میکشه و پاک میکنه

کوک : چیکا کردی ؟

ات : لبمو پاک کردم

و کوک دوباره سرشو نزدیک صورت ات میکنه و میبوستش

کوک : پاک نکنیاااا

ات دوباره پاکش میکنه

ات : میخوای چی کنی مثلا ؟


کوک : این کار

کوک سرشو میکنه تو گردن ات و گاز میگیره

ات : ایییی حیوونننن

کوک از گردن ات در میاد و میگه

کوک : کارم تمام شد
بخوابیم(خنده)


ات : کار من تمام نشده


ات دست کوک رو میگیره و گاز میگیره

کوک : ای وای دردم گرفت (الکی)

ات : واقعا ؟

کوک : نه دردم نگرفت من پوستم کلفته

ات : باشه بس کن

کوک ات رو بغل میکنه
و ات سرش رو نوازش میکنه و

لالالالالالایییییی

یه ۱۰ تا لایک 🤏🏻
لایک هم نکردین فدا سرتان 🤗💅🏻🎧
دیدگاه ها (۵)

#love_or_dislike#part5صبحویو ات صبح بلند شدم دیدم کوک نیست ب...

درخواستی های پیج 🤗🎧🫧🫵🏻🤏🏻

ددی جئون جونگکوک: خجالت میکشی چی قایم میکنی من که بدنت رو دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط