{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍒🌱چشمانش باز بود اما خاطره نداشت.

🍒🌱چشمانش باز بود اما خاطره نداشت.

چشمانش باز بود اما امید نداشت.

دلش صاف بود اما چاره نداشت.

ذهنش روشن بود اما فکری نداشت.

لبش باز بود اما خنده نداشت.

عشقش پر از کینه بود اما راهی نداشت.🍒🌱
دیدگاه ها (۰)

🌱🍒کاشچشمان توسر چشمه یایمانم بود .🌱🍒حجت اله حبیبی...

🍒🌱من و دلتنگی و پاییزچرامی گویند ؛اولین فصلِ خزانمِهر و محبت...

🌱🍒دار قالیست دلمهر گره اشنقش تو هست...🌱🍒

🍒🌱تو می خواستی برویمن می خواستم بمانیباورمی کنی یانه!؟نمی دا...

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 30/___دیمین پشت فرمان ن...

p8جنا روی مبل کنار سویون نشسته بود و فنجان چای را در دستش گر...

دخترک پلک زد و آروم ماسک اش را کشید و آروم کلاه آفتابی اش را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط