{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودم

گفته بودم
گاهی اتفاق ها درست می افتد
وسط خوش باوری هایت
.
گاهی خدا آنقدر دلش به حالِ
باورهایِ ساده ی ما می سوزد
که زمین می زند ما را با همان باورها
و بعد کنارمان می ایستد
دستش را دراز می کند
و ما را از دوباره شروع می کند
با یک زخم . . .
که یادمان باشد
گاهی سادگی
درماندگی می آورد ‏
عادل_دانتیسم ‏
دیدگاه ها (۴)

باید یکی باشد که ببینی دل توی دلش نیست که تو را به وقت هایی ...

من در رقابت با کسی نیستم ،من مایل نیستم در بازیه برتر بودن ا...

به دیدارم بیاقبل از اینکه بین مردم شهردچار عام بودن باشممنی ...

از سعدی آثار بسیاری به نظم و نثر برجای مانده‌است:بوستان: منظ...

عشق در نزدیکی قصر8راهِ بازگشت به قصر، از خودِ رفتنشان هم سنگ...

پارت ۱۲کاکاشی سر جایش خشکش زده بود. سکوت، فقط صدای باد و خش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط