زندگی پر دردسر

زندگی پر دردسر
پارت چهارم

به سمت صدا برگشتم دیدم هاگاکوره جیغ می‌زنه
ریوکی: چی شده؟
هاگاکوره: چرا قیافش این شکلیه( اون آدمه تو فیلم رو میگه)
ریوکی: عزیزم فیلم ترسناکه اسمش روشه ترسناک برای همین این شکلیه
توکویامی: هیسسسس

فیلم که تموم شد رفتیم بخوابیم که اوچاکو گفت: ام ریوکی میشه من بیام اتاق تو با هم بخوابیم؟
ریوکی: می‌ترسی؟
اوراراکا: من ترس نه بابا
ریوکی: پس اتاق خودت بخواب
اوراراکا: باشه من میترسم
ریوکی: کس دیگه ای نیست؟
آسویی ، هاگاکوره ، یائوروزو: ما هم میایم
ریوکی: جیرو مینا شما نمی یاین؟
مینا: من میرم اتاق جیرو

رفتیم اتاق که بخوابیم تشک ها رو انداختم بالش و پتو بهشون دادم و گرفتیم خوابیدیم

ساعت ۳ شب
ویو ریوکی

آی سرم این دیگه چی بود چشمام رو باز کردم دیدم میزم تو هوا معلق شده خرده تو سرم به اوراراکا نگاه کردم دیدم خوابه رفتم به تناسب آوردم به سرش رو بستم به پایه میز سر دیگرش رو بستم به پایه تختم و دوباره خوابیدم

«ساعت ۸ صبح»

بیدار شدم دیدم یائوروزو بیدار شده داره با گوشی ور می‌ره

ریوکی آروم: صبح بخیر یائوروزو
یائوروزو: صبح تو هم بخیر
ریوکی: یائوروزو؟
یائوروزو: بله
به میز معلق اشاره کردم: این تو سر تو که نخورده؟
یائوروزو: نه،اصلا این چرا معلقه
به اوراراکا اشاره می کنم و آه می کشم

بعد از چند دقیقه بقیه هم بیدار شدن اوراراکا میز رو آورد پایین و باهم رفتیم پایین

ویو نویسنده
ریوکی و بقیه رفتن پایین و دیدن ایزوکو مثل همیشه همیشه داره ورزش می‌کنه( بچه‌ام خیلی سحر خیزه) چون امروز روز تعطیل بود نشستن روی مبل و تلویزیون نگاه می‌کردند

چطور شده؟
دیدگاه ها (۷)

همسر غیره منتظره

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

مافیای من

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت13جین:جونگکو...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

وقتی بین بچه هات فرق می‌داشت

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:⑤نزدیکایِ غروب بود که با لباسِ نظامیش اومد خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط