پارت
پارت 2
تهنام توی اتاقش بود و داشت روی جادوش تمرین میکرد که یهو خدمتکار اومد
خ. د:خانم...
تهنام:ببند دهنتو حرومی
ذهن خدمتکار:بیشرف حرومزاده چه گوهی خوردی؟
حرفی که زد:☺خانم خواستم بگم پدرتون تشریف آوردن
تهنام:خب که چی؟
ذهن خدمتکار:میمیری درست حرف بزنی؟ بزغاله ی خر
(وات این چی بود نوشتم😂)
تهنام:باشه الان میرم
پرش زمانی
تهنام:بابایییی
بابای تهیون:سلام تهیون ( اگه پارت قبلو نخوندی نمیدونی چرا بهش میگه تهیون)
تهنام:چرا انقدر زود برگشتی؟ اخه گفتی ساعت 18میای
بابای تهیون:خب دلم واسه دخترم تنگ شده بود( ☺من تا تهنامو نکشم نمیمیرم)
پرش به خونه تهیون:
ویو جونگکوک:
تهیون از حموم اومد بیرون و رفت لباس پوشید و وقتی داشت موهاشو خشک میکرد رفتم پیشش ( منحرف نباشید)
جونگکوک:سلام عشقم!
تهیون:سلاممم
جونگکوک دستشو روی گردن تهیون گذاشت و تهیون هینی کشید.
تهیون:ای شیطون
جونگکوک:بده من موهاتو خشک کنم
تهیون:باشه☺
جونگکوک موهای تهیون رو خشک کرد و رفتن خوابیدن.....
پارت بعد رو میزارم ولی اگه لایکا به 40برسه همین
تهنام توی اتاقش بود و داشت روی جادوش تمرین میکرد که یهو خدمتکار اومد
خ. د:خانم...
تهنام:ببند دهنتو حرومی
ذهن خدمتکار:بیشرف حرومزاده چه گوهی خوردی؟
حرفی که زد:☺خانم خواستم بگم پدرتون تشریف آوردن
تهنام:خب که چی؟
ذهن خدمتکار:میمیری درست حرف بزنی؟ بزغاله ی خر
(وات این چی بود نوشتم😂)
تهنام:باشه الان میرم
پرش زمانی
تهنام:بابایییی
بابای تهیون:سلام تهیون ( اگه پارت قبلو نخوندی نمیدونی چرا بهش میگه تهیون)
تهنام:چرا انقدر زود برگشتی؟ اخه گفتی ساعت 18میای
بابای تهیون:خب دلم واسه دخترم تنگ شده بود( ☺من تا تهنامو نکشم نمیمیرم)
پرش به خونه تهیون:
ویو جونگکوک:
تهیون از حموم اومد بیرون و رفت لباس پوشید و وقتی داشت موهاشو خشک میکرد رفتم پیشش ( منحرف نباشید)
جونگکوک:سلام عشقم!
تهیون:سلاممم
جونگکوک دستشو روی گردن تهیون گذاشت و تهیون هینی کشید.
تهیون:ای شیطون
جونگکوک:بده من موهاتو خشک کنم
تهیون:باشه☺
جونگکوک موهای تهیون رو خشک کرد و رفتن خوابیدن.....
پارت بعد رو میزارم ولی اگه لایکا به 40برسه همین
- ۳۹
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط