{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
جای دوری نرو
حتی شده برای یک روز
نه نرو ...
چون ...
چون ....
.
نمی دانم چگونه بگویم اش؟!
چون روز بس طولانی ست
و من چگونه تاب آورم چشم به راهِ تو بودن را
با این همه ایستگاهِ خالی
با این همه قطارِ خفته؟
.
نه نرو
چون اگر بروی
من مست و منگ بر زمین گام می نهم ...
چون اگر بروی، مُدام از خود می پرسم
یعنی می شود که برگردد؟
نکند تنهایم گذاشته تا بمیرم؟!
.
دیدگاه ها (۲)

❤ ️❤ ️:❤ ️❤ ️چشم‌هایت‏پر از عاشقانه‌های پاییز است ‏نگاهم که ...

‌امروزراخوشبخت باشهمان باش که میخواهیاگردیگران آن رادوست ندا...

صداے خندہ هاے توافتادن تڪہ هاے یخ استدر لیوان بهار نارنجبخند...

کاش یک کم بیشتر حواسم به دور و بری هایم باشد!شاید یکی دلش تن...

شلاق عشق نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط