سالها بعد قرار نیست اتفاقی بیوفتد...نه در آغوش دیگری و نه
سالها بعد قرار نیست اتفاقی بیوفتد...نه در آغوش دیگری و نه سرکسی دیگر را روی شانه هایم نگه میددارم
سالها بعد من در گوشه ای ازاین دنیا در یک خیابان دست در جیب پیاده روی میکنم و مدام یک آهنگ را زیر لب زمزمه میکنم
سالها بعد من همینم که میبینی
عصبی و غیر قابل تحمل و یخ
یخ تراز هرموقعه
سالها بعد هنوز هم من به یادت میوفتم
و نمیدانم
توکجایی...چه میخوری و با چه کسی هم عشق شده ای
سالها بعد
من پشیمانم
چون دیگرهیچکس را اندازه تو دوست نخواهم داشت
و توهم بی شک پشیمانی
چون باز هم دیگر کسی تورا اندازه من دوست نخواهد داشت و این میشود بی سرو ته ترین نمایش دنیا.......
سالها بعد من در گوشه ای ازاین دنیا در یک خیابان دست در جیب پیاده روی میکنم و مدام یک آهنگ را زیر لب زمزمه میکنم
سالها بعد من همینم که میبینی
عصبی و غیر قابل تحمل و یخ
یخ تراز هرموقعه
سالها بعد هنوز هم من به یادت میوفتم
و نمیدانم
توکجایی...چه میخوری و با چه کسی هم عشق شده ای
سالها بعد
من پشیمانم
چون دیگرهیچکس را اندازه تو دوست نخواهم داشت
و توهم بی شک پشیمانی
چون باز هم دیگر کسی تورا اندازه من دوست نخواهد داشت و این میشود بی سرو ته ترین نمایش دنیا.......
- ۱.۱k
- ۲۲ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط