{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دانشجویی میگفت

دانشجویی میگفت:

یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنکهای یکدیگر را بترکانید هرکس بعد از یکدقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است

مسابقه شر وع و بعداز یک دقیقه من و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم

سپس استاد رو به دانشجویان کرد
و گفت:
من همین مسابقه را در کلاس دیگری برپا کردم و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچکس بادکنک دیگری را نترکاند چراکه قرار بود بعداز یک دقیقه هرکس بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد

ما انسانها دراین جامعه رقیب یکدیگر نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده

قرار نیست خوشبختی خود را با تخریب دیگران تضمین کنیم

میتوانیم باهم بخوریم.باهم رانندگی کنیم. باهم شاد باشیم. باهم…باهم

پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم!
دیدگاه ها (۰)

زندگی"باغی"استکه باعشق"باقی"است"مشغول دل"باشنه"دل مشغول"بیشت...

عشق،آینه نیست که طرفت خندید تو هم بخندی،اخم کرد تو هم سگرمه‌...

ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻣﯿﮕﻔﺖ:ﯾﮏ ﺷﺐ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺳﺮ ﻣﯿﺰ ﻏﺬﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ،ﺷﻨﯿﺪﻡﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎﺑﺖ...

آرزو میڪنمبهترین معمارِزندگیتان باشیـدستونِ خانه تان همه از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط